صفحه نخست ¦ خانه ¦ معرفی ¦ مقالات و کتب ¦ دریافت فایل های آموزشی ¦ وبلاگ ریاضی ¦ وبلاگ معلمی ¦ وبلاگ ادبی ¦ لینک ها ¦ تماس با من

٢ بهمن ۱۳٩٠ -- سفر به استان فارس / لارستان

انشالله در تاریخ 13 و 14 بهمن ماه 1390 مهمان استان فارس / لارستان خواهم بود تا برنامه آشنایی با نرم افزار جئوجبرا و  آموزش های اولیه و بکارگیری آن در تدریس را داشته باشیم.

خوشحال می شوم اگر دوستان و همکارانی که در فاصله های نزدیک لار هستند و امکان حضور در سمینار برایشان هست، تشریف بیاورند و فرصت دیدار و تبادل نظری فراهم شود، بخصوص دوستانی که قصد دارند خودشان مجری چنین برنامه هایی در شهر یا استان خودشان باشند.

جزئیات برنامه پیشنهادی بصورت زیر است:

5 شنبه (1390/11/13)

8:30 الی 12:30 : آشنایی با ریاضیات پویا و دستاورد فناوری اطلاعات برای آموزش ریاضی و معرفی نرم افزار جئوجبرا و موسسه جئوجبرای تهران و ارائه گزارش سفر اتریش بجهت پیوستن به حرکت بین المللی جئوجبرا

14:30 الی 18:30 : کار با نرم افزار و منوها و امکانات و ساخت نمونه های آموزشی برای راهنمایی و دبیرستان + ارزشیابی متفاوت از دانش آموزان

***

جمعه (1390/11/14)

8 الی 10 : معرفی و آموزش نرم افزار برای دانش آموزان دبیرستانی و حل نمونه هایی از مسائل ریاضی با آن

10:30 الی 12:30 : معرفی و آموزش نرم افزار برای دانش آموزان راهنمایی و حل نمونه هایی از مسائل ریاضی با آن

...

این برنامه ممکنست به دلیل موقعیت های پیش بینی نشده در حین اجرا، تغییر کند.

 

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh


٩ دی ۱۳٩٠ -- همایش جئوجبرا

روز 23 آذرماه 1390 مصادف با 14 دسامبر 2011 ، مرکز فرهنگی سئول در پارک سئول که اکنون به خانه ریاضیات تبدیل شده است، میزبان همایش معرفی جئوجبرا بود.

از سراسر تهران و حتی از شهرستانها هم دوستانی برای حضور در همایش آمده بودند و این مسئولیت برگزاری را دشوارتر می کرد. بخصوص اینکه برخی از حضار، از اساتید دانشگاه و یا جزو مسئولین رده بالای موسسات دولتی و یا خصوصی بودند که برای تصمیم گیری در مورد ترویج پروژه جئوجبرا در سازمان یا ارگان متبوع خود آمده بودند.

برنامه ها با تلاوت قرآن بصورت الکترونیکی از طریق یک سی دی آغاز شد و سپس من و آقای امین الرعایا همزمان به معرفی جئوجبرا و ارائه گزارشی از سفر اتریش و دومین همایش بین المللی جئوجبرا پرداختیم. در حین سخنرانی پرسش و پاسخ هایی هم رد و بدل شد و سعی شد تا حضار در روند برگزاری جلسه، حضوری فعال داشته باشند و جلسه از حالت یکطرفه و سخنرانی محض خارج شود.

سپس گزارشی از روند تحول در آموزش ریاضی ارائه شد و رویکردهای جدید مورد بحث قرار گرفت و نهایتا ارائه گواهینامه ها به افراد انجام شد.

در پایان جلسه نیز پذیرایی و ثبت نام برای شرکت در کارگاه های آموزشی نرم افزار جئوجبرا صورت گرفت. حدود 80 نفر در جلسه ساعت 4 تا 6 بعدازظهر چهارشنبه 23 آذر 1390 حضور داشتند و گزارش سمینار به همراه عکس ها به دفتر اصلی جئوجبرا در اتریش ارائه شد.

مرکز فرهنگی سئول در پارک سئول

 

آقای امین  الرعایا در ابتدای جلسه آیاتی از قرآن مجید را بصورت الکترونیکی پخش نمودند

 

آقای امین الرعایا به معرفی دیدگاه های مربوط به "جامعه جهانی جئوجبرا" می پردازد

 

گزارشی کوتاه از سفر اتریش و موضوع سخنرانی ام در همایش بین المللی جئوجبرا را ارائه کردم

 

آقای امین الرعایا به معرفی آمار مربوط به جئوجبرا می پردازد

 

حدود 80 نفر در برنامه معرفی جئوجبرا در مرکز فرهنگی سئول حضور داشتند

 

پیش از ارائه سخنرانی دوم، در حال مرور مطالبی که در مورد تحول در آموزش ریاضی است

 

ارائه سخنرانی دو نفره در مورد روند تکاملی آموزش ریاضی

 

بیان ضرورت توجه به آموزش معلمان برای ورود فناوری اطلاعات به فضای کلاس درس

 

 

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh


۱٩ آذر ۱۳٩٠ -- یادگیری و یاددهی / یاددهی و یادگیری

وقتی به متون قدیمی تر در آموزش ریاضی نگاه میکنی عبارت "Teaching and learning" را می بینی که معنای "یاددهی و یادگیری" را دارد.

یعنی معلم یاد می دهد و دانش آموز یاد می گیرد (با همین تقدم و تاخر زمانی)

اما در متون جدیدتر این عبارت جای خود را به "Learning and Teaching" داده است که به معنای "یادگیری و یاددهی" است.

یعنی ابتدا دانش آموز یاد می گیرد (با فعالیت های آموزشی طراحی شده از قبل و بر پایه دانش قبلی اش) و سپس معلم دانسته های او را جمع بندی و در صورت لزوم اصلاح و هدایت می کند.

یعنی یادگیری مقدم بر یاد دهی و آموزش است...

و این همان معنای نقش جدید معلم در کلاس های دانش آموز محور است که معلم از "متکلم وحده" به  "تسهیل کننده و هدایت کننده روند آموزش" تغییر نقش داده است.

...

و اکنون ما...... چند درصد ما در روند آموزش هایمان، دانش آموز را مقدم می شماریم و خود متکلم وحده نیستیم؟

طبق فرمایش پیاژه : اگر دانش آموزی برای رسیدن به حقیقتی، "4 روز" وقت صرف کند، بسیار به صرفه تر خواهد بود از آنکه ما همان را در "ربع ساعت" برایش توضیح دهیم.

والله اعلم

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh


٢٦ آبان ۱۳٩٠ -- شهرداری

شهرداری تهران، یک حرکت امیدوار کننده از خود نشان داد و ثابت کرد که علاوه بر "بادمجان دورقاب چین" هایی که در دم و دستگاهش وجود دارد، گاهی یکی دو تا آدم حسابی هم می توان یافت، که به فرهنگ این ملت علاقمند باشند و سازی مخالف با ساز "پاچه خاران مسئولین" بزنند.

 

این عکس را از اتوبان همت قبل از ورودی اتوبان مدرس، از درون ماشین برداشته ام و نشاندهنده توجه دلسوخته ای در شهرداری به امور تربیتی است.

لااقل در این وانفسای ترافیک، کمی فرصت تفکر برای مخاطب فراهم می کند.

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh


۱٢ آبان ۱۳٩٠ -- حاشیه های مدرسه

گاهی صبح ها که زودتر به مدرسه میرسم، ماشین را در جای مناسبی پارک می کنم و در زمانی که تا شروع مدرسه باقی مانده است، در ماشین ارام نظاره گر رفتار بچه ها هستم که به مدرسه می ایند.

گاهی بچه هایی که اصلا فکرش را هم نمی کنی با هم انس و الفتی عجیب دارند و این نشان می دهد که هنوز مساله درسی در دوست یابی آنها تاثیر جدی و پر رنگ ندارد و این می تواند برای تو هم خطرناک و هم البته سودبخش باشد، اگر بدانی که چطور از این روابط بچه ها در پیشبرد کار تربیتی و آموزشی بهره بگیری.

گاهی شاهد صحنه های متفاوت از ارتباط پدر و مادر با بچه ها هستم. بچه هایی که هنگام جدا شدن از مادرشان، نگاه مهرآمیزی به صورت مادر دارند و خداحافظی می کنند و این امید را در دل تو زنده می کنند که در فردای بلوغ و درگیری با مسائل عاطفی، پشتوانه ای مطمئن خواهند داشت، و گاهی در عوض بچه هایی که بدون هیچ واکنش خاص، پشت به مادر کرده و راهی مدرسه می شوند و بطور جدی نگرانت می کنند که گرمای خانواده آیا پاسخگوی نیازهای عاطفی این نوجوان هست؟

گاهی پدرهایی را می بینم که علیرغم مسئولیت های بالای شغلی نظیر مدیرعامل بودن در یک کارخانه بزرگ، نقش پدر را بخوبی درک کرده اند و تفاوت قائل شده اند بین مدیر بودن و پدر بودن. چنان با پسرشان در راه مدرسه گرم گرفته اند که انگار هیچ تفاوت سنی در میان نیست و گویی دو دوست با هم مشغول صحبت اند.

آن چنان که گاهی حتی متوجه حضور من در فاصله بسیار نزدیک شان نشده اند که آرام آرام اما با حفظ فاصله راه می روم و از شیندن مکالمات آنها، سرشار از امید و ارامش می شوم. امید به اینکه پدر در این وانفسای جدایی بین نسل ها و عصر تکنولوژی که گویی  تیغی جداکننده است، توانسته خود را شنونده درد دل های پسرش کند. درد دل  هایی که در عین صمیمیت، لحظه ای از مسیر ادب و احترام خارج نمی شود و پسر هرگز جسارتی در کلامش نسبت به پدر ندارد.

در برنامه کاری ام یادداشت کرده ام که یک روز بدون اطلاع پسر، بعد از مدرسه به محل کار پدر بروم و با او در مورد موفقیت بزرگی که در تربیت داشته سخن بگویم و کسب تجربه کنم برای آگاهی بیشتر خودم در خانواده و همچنین برای اولیایی که در برابر بچه ها نقش منفعل دارند و متوجه فاصله جدی و عمیق میان خودشان و فرزندشان نیستند.

گاهی پدرهایی را می بینم که کیف بچه ها را تا دم در مدرسه می اورند و مسئولیت پذیری فرزندانشان را حتی تا این حد مورد آسیب قرار می دهند یا پدرهایی که با اتومبیل های مدل بالا فرزندشان را در مقابل خیابان مدرسه پیاده میکنند و نگاه بچه های دیگر را نمی بینند که گاهی همین تفاوت های اقتصادی، رفتار بچه ها را با هم تحت شعاع قرار خواهد داد...

...

به نظر می رسد معلم بودن بسیار فراتر است از کلاس رفتن و درسی را ضبط صوت وار تکرار کردن و امتحان و نمره و توبیخ و .....

تدریس بهانه ای است تا تو هم در شکل گیری شخصیت این بچه، نقش داشته باشی. مراقب باش که چگونه نقش خود را تعریف می کنی...

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh


٥ مهر ۱۳٩٠ -- دانش غیر رسمی...

گاهی جدا فکر می  کنم باید ما اول دانش غیر رسمی و غیر مدرسه ای بچه ها رو بسنجیم و بعد وارد تدریس بشویم.

نتایج آزمون بین المللی تیمز رو به خاطر می  آورم که بچه های ما در حوزه آمار برخلاف سایر حوزه ها، نتایج بسیار مثبتی داشتند و بعد از بررسی ها، مشخص شد که دلیلش اینست که ما در کتاب هایمان "آمار" درس نمیدهیم...!!!

...

اعتماد کردن به ذهنیت بچه ها قبل از ورود کلیشه ها به ذهن آنها، گاهی نتایج بهتری در پی دارد.

بد نیست گاهی بدون اینکه درسی بدهی، تمرین بدهی یا امتحان بگیری و بچه ها با خیال راحت از اینکه نمره ای در کار نیست، نظر خود را در مورد پاسخ آن سوال با توجه به منطق خودشان بنویسند و ببینی که گاهی اصلا نیازی به تدریس نیست یا اینکه صرفا کافیست برخی قراردادهای ریاضی را بگویی و یا شاید حتی یک جمع بندی ساده کار را تمام کند...
(قراردادهایی که صرفا برای یکسان سازی در ریاضی، بوجود آمده اند و بودن شان دلیل منطقی ندارد و میتواند نوع دیگر هم باشد- مانند اینکه توان را باید بالا سمت راست عدد نوشت و نه بصورت دیگر!)

اگر بخواهم موردی صحبت کنم مثلا توصیه می کنم در درس مختصات، از بچه ها بخواهید بدون دریافت هیچ توضیحی از سوی شما - که مختصات نقطه یعنی چه؟ و مولفه ایکس و ایگرگ چیست؟ و محورها کدامند؟ و .... - نقطه (A=(2,5 را روی صفحه مختصات به شما نشان دهند یا مثلا بدون هیچ توضیحی در مورد نمودار ون، اعضای مجموعه هایی را درون نمودار ون بنویسند و .....غیره

به نظر میرسد که لازمه مشاهده عملکرد واقعی بچه ها اینست که به آنها جرات ریسک کردن بدهید و فضای تعلیم و تربیت شما (نوع پداگوژی) طوری نباشد که بعضی از بچه ها از ترس اینکه مبادا از چشم شما بیفتند، دست به قلم نبرند و یا با وسواس هر مرحله را طی کنند و گامهای لرزان و بیمناک بردارند.

او باید واقعا احساس کند که شما خطر کردن های او را می پسندید و از راه و بیراهه رفتن های او لذت می برید و تشویقش خواهید کرد.

...

برای چندمین بار احساس می کنم برخی حوزه های ریاضیات جنبه هایی مشابه با جنبه های فطری انسان دارد! الله اعلم.

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh


۱ مهر ۱۳٩٠ -- روز سوم سمینار هاگنبرگ

صبح برای صبحانه کمی زودتر از موعد می روم و بلافاصله بعد از صبحانه راهی سالن اصلی AudiMax می شوم برای سخنرانی Paul Drijvers از موسسه فرودنتال و دانشگاه Utrecht هلند.

دوستان مجاری هم می رسند و فوری همدیگر را پیدا می کنیم و همان ردیف های جلو می نشینیم. گابور در حین سخنرانی مشغول کار بر روی ساخت یک قطعه اریگامی است که دیروز از Maria یادگرفته و تلاش میکند تا بالاخره بتواند قطعات را به هم متصل کند و شکل 6-وجهی فضایی را در بیاورد. او نیم نگاهی هم به سخنران دارد.

 

توضیح عکس: سخنرانی پائول درایور از موسسه فرودنتال هلند. در ردیف سوم از سمت راست: اسم نفر اول را نمی دانم - فلورین از آلمان (مبتکر جئوجبرا تیوب) - مایکل از انگلستان (سرپرست گروه توسعه جئوجبرا) - آرپاد فکته از مجارستان (از توسعه دهندگان جئوجبرا) - جودیت الیاس (از توسعه دهندگان جئوجبرا) - من (میلاد افشین منش) - گابور آنکسین از مجارستان (مبتکر جئوجبرا روی موبایل)

برخلاف سایر سخنران، پائول بسیار جدی و دقیق بحث می کند. او درباره رابطه میان مهارت های معلمی و فناوری بحث می کند. او از سویی تکنولوژی را ابزاری مفید برای ایجاد شیوه های جدید ارزیابی در آموزش ریاضی می داند و از سویی دیگر آن را برای مهارت های مداد و کاغذی بچه ها مضر می داند. او در پی یک محتوای مناسب برای فضایی است که در آن مهارت ها و فناوری به وحدت رسیده و یکپارچه شده اند. او از جئوجبرا به عنوان یک ابزار مناسب در این زمینه یاد می کند. همانطور که یک پیانو می تواند در کلاس موسیقی در ترکیب با ذوق و مهارت موسیقایی نقش بازی کند. (او در اینجا به پشت پیانوی موجود در سالن رفت و قطعه کوتاه بسیار زیبایی در وسط سخنرانی اش اجرا کرد)

توضیح عکس: پائول درایور از موسسه فرودنتال هلند درباره تولید محتوای مناسب برای وحدت میان تکنولوژی و مهارت های مداد و  کاغذی توضیح می دهد. (او در حین سخنرانی، ابتکارا، قطعه کوتاهی را با پیانوی موجود در سالن - سمت راست عکس- نواخت)

 

بعد از سخنرانی او حدود 2 ساعت جلسه گروه های کاری است و من هم در گروه 6 نفره آموزش معلمان قرار دارم و بحث در مورد نحوه بکارگیری جئوجبرا در آموزش معلمان است.  Alkeos که دانشجوی دکترای آموزش ریاضی از دانشگاه آتن (یونان) است تجارب جالبی از بکارگیری جئوجبرا در دانشگاه و و کلاسهای پیش از دانشگاه دارد. می توانید صفحه شصی او را در این آدرس بیابید: Alkeos Home Page

Simon نیز  که یک معلم انگلیسی است (و بسیار شبیه تونی بلر است!!) خیلی دقیق بحث می کند و واضح است که برای تسلط روی جئوجبرا خیلی وقت گذاشته است. نمونه کارهایی که با جئوجبرا برای بحث "دستگاه مختصات" ساخته را برای گروه نمایش می دهد و تقریبا همه متعجب می شوند که او چگونه توانسته با جئوجبرا چنین چیزی بسازد. (البته دائما ایراد گرامری و لغوی از بقیه می گیرد و میخواهد بحث خیلی تمیز مکتوب شود!! خودش هم گاهی از این وسواسش شرمنده می شود و عذر میخواهد!!)

نتیجه بحث را مکتوب شده برای Mike Dawes ایمیل می کنیم.

هنگام صرف نهار است. تنوع در غذاهای مخصوص افراد گیاهخوار بیشتر شده است و این دست من را برای انتخاب بازتر می کند. هنگام نهار، زولتان همسر و دو پسرش را هم از مجارستان آورده است (بدلیل مجاورت مجارستان و بخصوص شهر بوداپست با اتریش مسافرت براحتی بین این دو کشور انجام می شود) پسربچه هایی بسیار شیطون که دائما از سر و کول پدر بالا می روند و اجازه نهار خوردن به او نمی دهند. کنار دوستان مجاری جایی برای نشستن نیست. با نگاهی در اطراف، George Wengler را پیدا میکنم. او هم مرا می بیند و دست تکان می دهد و دعوت می کند تا به جمع آنها بپیوندم.

George با سایر همکارانش مشغول بحث بر روی یک موضوع ریاضی است و البته به زبان آلمانی. در مورد کارگاه هایی که برای معلمان اتریشی در نظر گرفته اند می پرسم. فضای خوبی از کارگاه توصیف می کند و آن را مفید می داند و ابراز می کند که متاسفانه کارگاه به زبان آلمانی است و برای سایر دوستان قابل استفاده نیست.

بعد از صرف نهار برای نماز به اتاق برمیگردم و کمی استفاده از اینترنت رایگان و بسیار بسیار پرسرعت اینجا (سرعت دانلود در این شهرک دانشگاهی برابر با 64 مگابایت است!!!! مقایسه کنید با سرعت های ما در ایران که نهایتا به 200 تا 250 کیلوبایت برای user عادی میرسیم!!)

جلسه چهارم و پنجم گروه های کاری از ساعت 1 و 20 دقیقه بعدازظهر آغاز می شود. دیگر گروه ها جدا از هم نمی شینند و همه در اتاق کنفرانس اصلی جمع می شویم و Mark به همراه Adrian شروع به پرسیدن نظرات گروه ها و نتایج مباحثه ها برای جمع بندی نهایی می کنند.

سوالات را از ابتدا به ترتیب مرور می کند و از گروه ها می خواهد تا نتیجه مباحثاتشان را مطرح کنند. چند نفر از اعضا در طی جلسه به بیان امکانات جدید نسخه 4 جئوجبرا که در بحث آموزش کلاسی می تواند موثر باشد، می  پردازند. simon نیز مجددا نمونه مختصاتی را که ساخته ارائه می دهد.

پایان جلسه بعد از حدود 2 ساعت اعلام می شود و برای Coffee break سالن را ترک می کنیم و Mark برای دسته بندی و مرتب کردن مطالب می ماند تا آنها را در جلسه اختتامیه ارائه کند.

ساعت 4 بعدازظهر جلسه اختتامیه دومین همایش بین المللی جئوجبرا آغاز میشود.

مارکوس از حضور همه شرکت کنندگان صمیمانه تشکر می کند و امیدوار است ارتباطات ادامه دار باشد و عنوان می کند که شما می توانید نظرات تکمیلی خود را در مورد گروه های کاری برای مسئول جلسات با ایمیل ارسال کنید و گزارش کار گروه بعد از دریافت نظرات که حداکثر تا 15 سپتامبر خواهد بود، منتشر می  شود.

پرفسور zsolt سخنران بعدی نیز بعد از تشکر در مورد نحوه جابجایی و انتقال به وین یا فرودگاه لینز توضیح می دهد که می توانید در لیست کسانی که تاکسی می خواهند ثبت نام کنید تا هزینه ها تقسیم شود که در همین موقع مسئول خوابگاه ها توضیح می دهد که ثبت نام دیروز انجام شده و دیگر فرصت نیست و zsolt میگوید: پس ناچار در همین هاگنبرگ بمانید..!!!

او سپس از مسئولین جلسه در هر گروه کاری دعوت می  کند تا گزارشات دوره ها را ارائه دهند. هر گروه بدون هیچ format خاص و با سلیقه و نظر خودش گزارش را ارائه میکند. برخی از روی کاغذ قرائت می کنند و برخی صفحه سایت مربوط به گروه را باز می کنند و از روی آن گزارش را ارئه می کنند. برخی نیز پاورپوینتی آماده کرده اند و علاوه بر گزارش جلسات به زمینه های تحقیقاتی بعدی نیز اشاره می کنند.


توضیح عکس: برخی گروه ها امکان های تحقیقاتی آینده را نیز عنوان کردند. مربوط به گزارش گروه reasoning and prooving

از همه جالب تر ارائه گزارش مربوط به گروه IWB بود.  (IWB=Interactive White Board)

این گروه به طور عملی با اجرا بر روی 2 وایت برد هوشمند موجود در سالن، نتیجه کار را نمایش دادند.

 حسن ختام جلسه، اعلام سمینارهای بعدی جئوجبرا در سراسر نقاط دنیا بخصوص در امریکای لاتین بود که دبیر همایش مربوطه پشت تریبون قرار گرفت و از حضار برای حضور در سمینار دعوت کرد.

پرفسور zsolt نیز درخواست کرد تا گزارش و اخبار جئوجبرا در کشورهایمان را به دفتر مرکزی جئوجبرا جهت درج در نشریه اطلاع دهیم و نیز اگر تمایل به استفاده از لوگو یا بروشور و کاتالوگ خاصی داشتیم می توانیم آن را با دفتر جئوجبرا در میان بگذاریم تا رایگان، طراحی پوستر و بروشور و ... برایمان انجام شود.

با پایان یافتن جلسه، خداحافظی ها و عکس های یادگاری و قرار ملاقاتهای بعدی و ... شروع شد.


توضیح عکس: نفر دوم از سمت راست پرفسور Mike May از امریکا - نفر بعدی: ابراهیم (از ؟؟؟) -  دو نفر جلو دوستان هندی - نفر بعدی من (میلاد افشین منش) - نفر وسط پرفسور زولت (استاد دانشگاه کمبریج) - اسم نفرات بعدی را نمیدانم!

فردا قرارست نشست مشترک بچه های developer باشد و لذا دوستان مجاری می مانند. خداحافظی و برگشت به اتاق.

دوستان هندی برای خرید در هاگنبرگ هتل را ترک می کنند و من ترجیح میدم یک روز  دیگر در این فضای سرسبز و عالی بمانم و فردا راهی وین شوم...

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh


٢۳ شهریور ۱۳٩٠ -- روز دوم سمینار هاگنبرگ

از سردی هوای دیشب کمی سردرد گرفتم و سر صبحانه حاضر نمی شوم.

برای ارائه سمینار خودم باید آماده شوم... پاورپوینت را هنوز نساختم. البته صحبت ها و حرفهایم را آماده و چندین بار در ذهن مرور کرده ام. آخرین جمله بندی ها را صبح انجام می دهم و پاورپوینتی می سازم و عازم محل برگزاری سمینار می شوم. اصولا اعتقادی به پاورپوینت بسیار غنی ندارم و صرفا کلیدواژه ها را می گذارم. چون اصل سمینار را در توضیح اسلایدها و ارتباط با مخاطب می بینم.

وقتی می رسم سمینارهای موازی شروع شده است. سراغ اتاقی 5 میروم که گابور آنجا درمورد جئوجبرا روی موبایل توضیح می دهد. بهش قول داده بودم که برای سخنرانی ات می یایم. بسیار بچه خلاق و باحالی ست. کلی ملت از پاور پوینتش خندیدند. (در اسلاید اولش عنوان سمینارش را نوشته بود و زیرش اسم خودش و کنار اسمش فلشی به سمت راست زده بود و روش نوشته بود: این آقا!  یعنی ارائه دهنده این سخنرانی و صاحب این نام را اگه میخواهید بشناسید جهت فلش را دنبال کنید و خودش هم در امتداد فلش کنار تخته ایستاده بود!!)

بعد از پایان سخنرانی اش سریع به اتاق 3 رفتم. محل سمینار خودم. سمینار نفر قبلی تمام شده بود. نفر بعدی نیامده بود. مسئول جلسه، پرفسور Mike May که بسیار انسان شریف و با طمانینه ای بود توضیح داد که نفر بعدی نیامده و لذا 20 دقیقه زمان برای بحث درمورد آموزش معلمان داریم و بعدش نفر بعدی (که من بودم) سخنرانی خواهد کرد. جالب بود که زمان من را جلو نکشید.

توضیح عکس: پرفسور Mike May  از امریکا، شخصیتی بسیار با متانت و آرامش بخش. در حال توضیح درمورد اتصال بین "آموزش های معلمان در کلاس" و "آموزش های دیده شده توسط معلمان در دوره های تربیت معلم" 

 

بالاخره نوبت من شد. لپ تاپم را وصل کردم و میکروفون را در جیب بغل نهاده و بسم الله.. با تمرین های چندین باره ای که داشتم، خوشبختانه در یافتن واژگان مناسب گیر نکردم و مطلب را در زمان 15 دقیقه جمع  و جور کردم. (مقاله ام را در بخش "مقالات و کتب" در سایتم خواهم گذاشت.)

خلاصه مقاله من در مورد تدریس پویا بود و در آن به ارائه تجربیاتی پرداختم که در این مدت در موسسه جئوجبرای تهران و کلاسهای مدرسه بدست آورده و یا از صحبت های آقای داوودی و خانم بخشعلی زاده استفاده کرده بودم.

در آن عنوان داشتم که به نظر میرسد که معلمی که با نرم افزار هندسه پویا آشناست، حتی اگر نرم افزار را سر کلاس هم نداشته باشد و کلاسی غیرمجهز داشته باشد، بازهم رفتارش و نوع تدریسش متفاوت با معلمین دیگر خواهد بود و به نوعی محیط نرم افزاری پویا را برای بچه ها شبیه سازی خواهد کرد و در واقع او ذهنیت پویا پیدا کرده است. اینست که آموزش نرم افزار، مستقل از مجهز بودن کلاس ها و یا مجهز نبودن آنها، یک ضرورت است.

البته اینها نمونه های مشاهده شده است و هنوز یک روش تحقیق منسجم برای بررسی دقیق و استدلال در مورد آن طراحی نکرده ایم.

 

توضیح عکس: ارائه سخنرانی با موضوع Dynamic Teaching (تدریس پویا)

 

توضیح عکس: ارائه توضیحات از روی اسلایدها و گزارش فعالیت های موسسه جئوجبرای تهران

 

بعد از پایان سخنرانی، دوستان هندی و پرفسور May تشویق درخوری نمودند:) و اعتماد بنفسی در ما بوجود آوردند که کار به شایستگی انجام شده است.

 بعد از من نوبت دوست هندی بود که مطلبش را ارائه کند و پس از آن نوبت ناهار

موقع ناهار، یه کم زودتر مراجعه کردم تا کسری صبحانه را جبران کنم! دوست اسپانیایی که حدودا 40 ساله یا کمی بیشتر است را پیدا می کنم و با هم سر میز می شینیم. موضوع صحبت هایمان غالبا عمومی است. بسیار خوش برخورد و خوش خنده است و علاقه ای هم به تیم های بارسلونا و آرسنال ندارد!!! و پینگ پونگ را بر همه چیز ترجیح می دهد. :-)

او میگوید در اسپانیا دو نوع مدرسه داریم. مدارس دولتی و  مدارس غیردولتی. معمولا مدارس دولتی از نظر بودجه ضعیفتر از مدارس غیردولتی هستند و او خودش در هر دو نوع آنها تدریس میکند.

ایمیل و آدرس رد و بدل می کنیم برای ارتباطات بعدی. بعد از ناهار باز سری کوتاه به اتاق و نماز و استراحتی کوتاه و آماده می شوم برای سخنرانی های موازی عصر.

اولین سخنرانی جالب عصر از دید من در اتاق شماره 5 و درباره اریگامی با بکارگیری نسخه 3-بعدی جئوجبرا است. سخنران کمی با عجله و تند تند صحبت می کرد و میخواست در زمان کمی که دارد همه مطالبش را بیان کند.

بسیار جالب با جئوجبرا تا زدن کاغذ را شبیه سازی کرده بود و با کمک آن، کسرهای مختلف را روی کاغذ نشان داد. توصیه میکنم این لینک را ببینید:

تقسیم ضلع مربع به اندازه های دلخواه

مطالب بسیار حالبی در مورد اندازه گیری حجم اجسام خاص ارائه کرد. بیان شیرین او و جذابیت موضوع، همه مخاطبان را جذب  کرده بود.

 

 

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh



کلیه حقوق این وبلاگ محفوظ و متعلق به میلاد افشین منش است